محمد اعظم خان ناظم جهان

مقدمه و پيشگفتار 39

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى )

شرح موجز اقسرايى ، المأة ابو سهل مسيحى ، جوامع اسكندرانيين جالينوس و . . . بدين‌ترتيب ، به جرات مىتوان گفت كه حكيم اعظم خان مطالب مقدمه ، تعليم اول ، و مقاله دوم از تعليم دوم كتاب خود را در اغلب موارد از اين كتب برداشت يا ترجمه كرده است . با اين تفاوت كه حكيم اعظم مقدمات و استدلالات مفصل و بحثهاى درازدامن موجود در اين كتابها را ناديده گرفته و ترتيب ارائه مباحث در اين كتب را تغيير داده است . از ميان اين كتب نيز ، عبارات بيشتر متعلق به قانون ابن سينا ، و شرح قانون آملى و گيلانى است ، اما به مناسبت عباراتى از ديگر كتب نيز آورده و چنانچه خود در آن باره نظرى داشته با عنوان « به نظر راقم » ذكر كرده است . از امتيازات مهم اين كتاب بر كتب پيش از خود نحوه ورود و خروج حكيم به بحث است ، زيرا او ترتيب مطالب كتابهاى ياد شده را عوض كرده و از عبارات آنان در مواقف مختلف استفاده كرده است . تبويب اين كتاب نيز با كتب پيش از خود فرق بسيار دارد و در نوع خود جالب و سودمند است ، زيرا حكيم مقسم را در اين كتاب انواع نبض قرار داده و تابع ابواب قانون يا كامل الصناعه نبوده است . ازاين‌رو ، ارزش واقعى اين كتاب در مطالبى است كه يا در ديگر كتابهاى طبى وجود ندارد يا بدين تفصيل در آنها نيامده است ؛ به‌ويژه در بيان انواع مركبات غير مشهوره و سبب آنها كه در آن به تحليل اسباب انواع نبض پرداخته و سبب حصول و عدم حصول هريك را بيان داشته است . همچنين ، اين كتاب از معدود كتب نبض قدما به زبان فارسى است . هرچند عبارات فارسى آن‌گاه به سبب ترجمه چنان مغلق و مبهم‌اند كه فهم عبارت عربى آن بسى ساده‌تر است ، اما در هرحال به‌عنوان يك نمونه از كتب علمى مربوط به طب به زبان فارسى حائز اهميت است . موجز و خلاصه بودن كتاب نيز امتياز بزرگ آن است ، زيرا اين كتاب نه به ايجاز باب نبض قانون بو على است كه بهره گرفتن از آن سخت باشد و نه به اطناب تحفه سعديه كه حوصله فراخى بطلبد . بااين‌حال ، بايد اذعان داشت كه مطالعه اين كتاب طالبان اين علم را از مطالعه ساير كتب طبيه مرتبط با نبض - از